سيد محمد على ايازى
258
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
شده كه ما براى نمونه ، از هركدام ، مثالى مىآوريم . « فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً » ؛ « 1 » هر كس اميد لقاى پروردگارش را دارد ، بايد كار نيك انجام دهد و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نسازد . لقاى پروردگار ، همان مشاهدهء باطنى ذات پاك او با چشم دل و بصيرت درون است . از اين آيه ، استفاده مىشود كه هركس اميد لقا و رحمت پروردگارش را دارد ، بايد در انجام دادن عمل صالح ، كوشا باشد و عبادتش خالص براى خدا باشد و رجا و اميدوارى ، همراهِ طاعت خدا و ترك گناه است . مَثَل كسى كه عمل خوب انجام ندهد و اميد داشته باشد به رحمت خدا ، مَثَل كشاورزى است كه بدون افشاندن دانه ، به انتظار برداشت محصول است . پس ، رجاى محبوب و مستحسنْ آن است كه انسان ، تمام اسبابى كه تحت تصرّف اوست ، ايجاد كند ، آن گاه به انتظار و اميد آن باشد كه خداوند ، به عنايت سابقهء خود ، اسبابى را كه تحت اختيار او نيست ، فراهم كند و موانع و مفسدات را رفع نمايد . « 2 » در نهج البلاغة نيز امام على عليه السلام دربارهء رجا مىفرمايد : يدعى بزعمه أنّه يرجو اللَّه ، كذب والعظيم ما باله لايتبيّن رجاءه فى عمله ، فكلّ من رجا عرف رجاءه فى عمله إلّارجاء اللَّه فإنّه مدخول وكلّ خوفٍ محقّق إلّاخوف اللَّه فإنّه معلول . . . ؛ « 3 » كسى كه در عمل ، پيروى خواهش نفس مىكند و از گناه اجتناب نمىورزد و در عين حال ، به گمان خويش ادّعا مىكند كه به خدا اميدوار است ، سوگند به خداوند بزرگ كه دروغ مىگويد ! چگونه است حال او كه اميدوارىاش به خدا در عمل و كردارش نمودار نيست ؟ هركس اميدوار
--> ( 1 ) . سورهء كهف ، آيهء 110 . ( 2 ) . شرح چهل حديث ، ص 229 . ( 3 ) . نهج البلاغة ، فيض الإسلام ، خطبهء 159 .